تبلیغات
سرابی برای سیاست های خام... - دلایل بازگشت اصلاح طلبان به عالیجناب سرخپوش؟!
سرابی برای سیاست های خام...
پاتوقی برای آنان که سیاستی همراه با اخلاق وتقوا میخواهند
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

به گزارش خبر داغ ، یکی از ابعاد تأمل برانگیز انتخابات نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، رویکرد متملقانه و فرصت طلبانه جریان اصلاح طلب به هاشمی رفسنجانی بود که در آستانه انتخابات جبهه اصلاحات که در جریان انتخابات مجلس ششم، یک رویکرد صد در صد تخریبی را در ارتباط با هاشمی رفسنجانی در پیش گرفته بود، با یک چرخش 180 درجه ای از مواضع گذشته خود، به تقدیس وی روی آورد تا شاید با موفقیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری، جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را که به شدت متزلزل و از دست رفته می دید، برای مدتی دیگر حفظ کند.

دوستی دو دشمن خونی در انتخابات نهم ریاست جمهوری به دلیل داشتن دشمنی مشترک یعنی رویکرد انقلابی دولت  نهم ادامه یافت و هر روز مستحکمتر شد تا اکنون که در آستانه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری قرار داریم، جریان اصلاحات آمریکایی در داخل و خارج از کشور برای بار دیگر در حال شال و کلاه کرده خود در حمایت از هاشمی رفسنجانی هستند. شاید بخشی از نسل جوان ما حوادث دوازده سال قبل را به یاد نداشته باشند، اما ما برای عمل به توصیه حضرت امام خمینی (ره) که فرمود: »آنچه برای ما روشن و واضح است شاید برای نسل های آینده مبهم باشد و تاریخ روشنگر نسل های آینده است و امروز قلم های مسموم در صدد تحریف واقعیات هستند. باید نویسندگان امین این قلم را بشکنند.» یکبار دیگر آن بخش از تاریخ را برش می زنیم به امید این که شاید هاشمی کمی به اطراف خود بیشتر و بهتر بنگرد.واضح و بدیهی است که 9 دی و بسیاری از شخصیت های انقلابی برخی از انگاره ها و دیدگاه ها و تهمت هایی نظیر نقش هاشمی در قتل های زنجیره ای را قبول ندارند و این متن یک بازخوانی و تذکر به هاشمی است.

هاشمی، مهره ای که اصلاح طلبان

 برای رسیدن به قدرت نیاز داشته و دارند

بدون شک و تردید، حضور و نحوه ورود  هاشمی رفسنجانی در رقابتهای انتخاباتی نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز بر شکلگیری مبارزات جدی انتخاباتی و حضور حداکثری مردم و خلق حماسه 27 خرداد و سوم تیر بسیار مؤثر بود. این حضور از سویی دیگر، رفتار انتخاباتی احزاب و جریانات سیاسی را نیز تحت تأثیر خود قرار داد البته هیچ حزب، گروه و جریان سیاسیای نمیتواند حضور مؤثر وی در مبارزات دهه چهل و پنجاه بهویژه روزها و ماههای سرنوشت ساز سال 57 و بعد از انقلاب را منکر شود ولی جریان اصلاح طلب  در آن روز حتی سوابق انقلابی وی را انکار کرد.

حوادث نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و دهمین انتخابات و فتنه سال 88 در نوع خود بینظیر و عبرتانگیز بود. گذشته از نتایج آن و اهمیتی که پیامدهای این رویداد بزرگ در پی دارد، موضوعِ چرخشهای 180 درجه ای احزاب، گروهها و اشخاص موسوم به اصلاح طلب در آستانه انتخابات نهم نسبت به نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی را میتوان یکی از بینظیرترین نکات این دو دوره از انتخابات برشمرد. چرا که بعد از برگزاری هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از آنجا که مدعیان اصلاحات شاهد رویگردانی مردم از شعارها، طرحها و برنامههای خود بودند، به فکر بازسازی سیاسی خود و تعیین استراتژی و راهکارهای مناسب جهت رسیدن به اهدافشان از جمله دست یافتن به مسند ریاست جمهوری افتادند. در همین حین شاهد یک نوع تلاش برای بازگشت آقای هاشمی از سوی برخی از احزاب اصلاح طلب (کارگزاران سازندگی، خانه کارگر، حزب عدالت و توسعه و ...) بودیم که دیگر احزاب اصلاح طلب نیز در سایه آنها را حمایت میکردند. به طوری که این مسئله در سطح مطبوعات اصلاح طلب مورد تبلیغ و تشویق قرار میگرفت. به عبارت دیگر فضا را برای هواداران و افکار عمومی نسبت به حضور آقای هاشمی آماده میکردند.

نکته قابل تأمل این است که همان جریانی که در انتخابات مجلس ششم با تخریب هاشمی موفقیت را کسب کرده بودند؛ در انتخابات نهم ریاست جمهوری در جلسات خصوصی و مصاحبههای عمومی از هاشمی به عنوان بهترین کاندیدا برای ریاست قوه مجریه نام میبردند که این تغییرات، ابهامات زیادی را در افکار عمومی پدید آورد و  البته این جریان هنوز هم هاشمی را پلی برای بازگشت به قدرت می داند.

                                                                           تقابل اصلاح طلبان با هاشمی

 در انتخابات مجلس ششم

برای این که به تحلیلی دقیقتر از نوع رفتار گروه های مختلف اصلاح طلب با آقای هاشمی دست یابیم، مناسب است کمی به عقب برگشته و گذری کوتاه و مختصر بر رفتار اشخاص و گروه های این جریان سیاسی با هاشمی در انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی داشته باشیم. مقطعی که اصلاح طلبان برای دسترسی به کرسی های مجلس به خصوص کرسی ریاست آن نیازمند تخریب چهره هاشمی در افکار عمومی بودند.

اعضای جبهه منحله مشارکت در حالی از سال ۴۸  به بعد، هاشمی را منجی کشور می خوانند که پیش از این در باره هاشمی طوری دیگری سخن می گفتند.

  هاشمی باید پاسخگوی فسادهای شدید دوره اش باشد: عباس عبدی، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت با پنهان کردن سهم هم حزبیهای خود در دوران دولت سازندگی تمام مشکلات فرهنگی، اقتصادی کشور را به عهده هاشمی گذاشته و چنین مینویسد:«هاشمی باید نسبت به شرایط فرهنگی، آموزش عالی، فساد اداری، فسادهای مالی شدید، خصوصاً وضعیت فراوان اطلاعات و دیگر مسائل در دوره ریاست جمهوری خویش پاسخگو باشد». (روزنامه پیام آزادی، 30 آذر 78)

  فساد دوره هاشمی صدر و ذیل سیستم را پاره کرده : در جای دیگر، یکی از اعضای حزب مشارکت  همچون دیگر مدعیان اصلاح طلبی بدون اشاره به نقش و مسئولیت دوستان و هم حزبیهایش در دولت سازندگی و مسئولیتشان در دوران دولت توسعه سیاسی (دولت خاتمی)،  درباره عملکرد وزارت اطلاعات و نقش آن در مفاسد اقتصادی، آقای هاشمی را مورد انتقاد قرار میدهد و در روزنامه بیان می نویسد: «هاشمی در دوران ریاست جمهوریاش، سیاستی پیش گرفت که هرکس هرکاری میتواند بکند، انجام دهد. به تمام وزارتخانهها و ادارات گفتند که خودتان تولید درآمد کنید و این یکی از مهمترین ضربههایی بود که در این سالها به نظام مملکتی وارد شد. هیچ جای دنیا اجازه نمیدهند که وزارت اطلاعات آن وارد روابط اقتصادی بشود؛ به خاطر این که بنیاد اطلاعات را هم به هم میریزد. کسی که در موضع وزارت اطلاعات است و منبع اطلاعاتی دارد، نمیتواند وارد کارها و معادلات اقتصادی خرید و فروش کارخانه بشود. تقریباً تمام جاهای دیگر که بودجه لازم داشتند، مثل وزارت اطلاعات و نیروهای انتظامی، آقای هاشمی یک راهی باز گذاشتند که همه اینها وارد شوند و اسم آن را گذاشته بودند خودکفایی و افتخار هم میکردند. مثلاً وزیر سابق اطلاعات میگفت که ما اصلاً از دولت بودجهای نمیخواهیم. خوب بودجه نخواستید، نتیجهاش این وضعی است که فساد صدر و ذیل یک سیستم را ممکن است پاره پاره کند». (روزنامه بیان، 1 دی 78)

 در دوره هاشمی مخالفانش تحت پیگرد بودند: عباس عبدی در جای دیگر در باره فضای سیاسی حاکم در دوره هاشمی مینویسد: «در دوران هاشمی، کسانی تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. حال چه از نظر سیاسی، چه از نظر اقتصادی که مخالف ایشان بودند و هیچ کس از منسوبین ایشان مورد پیگرد قرار نگرفتند و اگر هم گرفتند، بعد از دوران ریاست جمهوری ایشان بود».

 هاشمی یک فاجعه بود : مجتبی بدیعی، دیگر عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، آقای هاشمی را عامل تمام گرفتاریها معرفی کرده و چنین اظهار میدارد: «هاشمی کسی نیست که به این سادگی حیات سیاسیاش را از دست بدهد. هاشمی عامل تمامی گرفتاریهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور است. هاشمی یک فاجعه است». (روزنامه بیان، 15 دی 78)

نمونه این رفتارها با هاشمی در آستانه انتخابات مجلس ششم از یک طرف و فعالیت اکبر گنجی، عضو غیر رسمی اما فعال جبهه منحله مشارکت که از مدتها قبل در پی حمایت این حزب با انتشار کتاب «عالیجناب سرخپوش» خود به تخریب چهره هاشمی میپرداخت، از طرف دیگر قابل بررسی و دقت نظر است.

 هاشمی پشت یارانش را خالی می کرد: گنجی که همواره مورد حمایت حزب مشارکت بود، در خصوص مدیریت آقای هاشمی مینویسد:«در دیداری که اخیراً در قم با برخی از مراجع داشتیم، یکی از آن بزرگان میفرمود: وقتی هاشمی یکی از آقایان را برای عضویت در کابینهاش در تهران دعوت کردند، گفتم با طناب هاشمی به درون چاه نرو که عاقبت خوشی به دنبال ندارد. اتفاقاً پیش بینی ایشان درست از آب درآمد و پس از آن که فشارهای جناح راست افزایش پیدا کرد، هاشمی پشت آن وزیر را خالی کرد و او کابینه را ترک کرد». (سایت شریف نیوز، 16 بهمن 83)

 هاشمی با دوپینگ جناح راست نماینده شد:
گنجی که در نشست مقدماتی کنگره جبهه دوم خرداد به دلیل همین نوشتههایش از او به عنوان «روزنامه نگار متعهد»، «شکننده تابوها» یاد میشد، در یادداشتهای خود از آقای هاشمی چهرهای دیکتاتورمآب و متقلب میساخت و در این باره نوشت:«مردان بزرگ در پی آن نیستند تا با هر روشی به قدرت دست یابند. آنان اگر بزرگ و دموکرات باشند، به آرای مردم احترام میگذارند. تنها دیکتاتورها در پی آنند تا به روشهای غیرقانونی و تقلب قدرت را در دست نگاه دارند. شاید حاج آقا با دوپینگ تقلب جناح راست بالا بیاید، اما چه سود از بالا آمدنی که با پایمال کردن حق شهروندان به دست آید. مگر نمیشنود همه شهروندان میگویند ما به حاج آقا رأی ندادهایم اما میخواهند به هر نحو ممکن او را به مجلس بفرستند». (اکبر گنجی، عالیجناب سرخپوش و عالیجناب خاکستری: ص 219 و 220) جریان اصلاح طلب در حالی امروز ، هاشمی رفسنجانی را تنها عامل وحدت خود می داند که در سال های گذشته وی را نه تنها متقلب،  جنایتکار، منبع تمام مفاسد و... میدانست که علاوه بر تمام این موارد، از آنجا که حضور هاشمی در انتخابات مجلس ششم را مخل به اتحادشان با کارگزاران سازندگی و بالطبع باعث کاهش آرایشان میدید، وی را عامل از هم پاشیدگی اتحاد جبهه اصلاحات نیز برمیشمردند. به طور مثال، علی شکوری راد، عضو برجسته شورای مرکزی حزب مشارکت در این خصوص میگوید: «به نظر ما هاشمی عامل اختلاف بین مجموعه نیروهای دوم خرداد بود و آنچه امروز به عنوان جدا شدن نسبی کارگزاران از مجموعه نیروهای جبهه دوم خرداد مطرح است، حاصل حضور آقای هاشمی رفسنجانی است». (روزنامه انتخاب، 8 بهمن 78)

برخی چهرههای برجسته مجمع روحانیون مبارز کمی تلطیف شده تر از حزب منحله مشارکت در انتخابات مجلس ششم سعی در تخریب چهره آقای هاشمی داشتند که در این قسمت به مواردی از اظهار نظرهای شخصیتهای این گروه خواهیم پرداخت.

 مردم به هاشمی خوشبین نیستند: آقای محمد باقر ذاکری، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز همزمان با ایام تبلیغات انتخابات مجلس ششم به طور تلویحی انتقادات به آقای هاشمی را وارد دانسته و اظهار میدارد: «آقای هاشمی رفسنجانی در برابر انتقادات مطرح شده در خصوص عملکرد هشت ساله ایشان، چندان با سعه صدر برخورد نکرد و تمامی این عوامل در مجموع باعث شد که مردم نسبت به ایشان چندان خوشبین نباشند».

 هاشمی به دنبال مرتد سازی سیاسی بود: در بیانیههای دفتر تحکیم وحدت نیز در آن دوران، اوج حملات به آقای هاشمی را میتوان ملاحظه کرد که البته این حملات از سوی برخی احزاب و مطبوعات اصلاحطلب مورد تشویق قرار میگرفت و از جانب برخی دیگر، سیاست سکوت پیش گرفته شد. در یکی از بیانیههای این دفتر، آقای هاشمی چنین معرفی میشود: «سعی بلیغ شما در مرتدسازی سیاسی، همه را متعجب ساخته است. موج اتهامات زیر سؤال بردن امام، خدمت به انگستان و آمریکا، تغافل و فریب مردم و معاند بودن منتقدان، چنان شباهت با مواضع خشونت طلبان و افراطیون جناح راست دارد که برخی از مواضع منطقی شما در سالها پیش در مقابله با جریان بحران طلب را نیز با تردید روبرو کرده است. آیا سخنان شما نوعی دمیدن در تنور خشونت و تشدید فضای بحران در آستانه انتخابات نیست؟». (هفته نامه آبان، 16 بهمن 78)

 در دوره هاشمی هر 40 روز یک قتل مشکوک سیاسی داشته ایم (!) : روزنامه صبح امروز: متعلق به سعید حجاریان در سرمقاله خود در تخریب چهره آقای هاشمی چنین مینویسد: «ایشان اظهار می دارد متهمان قتلها، پیش از دولت ایشان به وزارت اطلاعات آمده و قتلها بعد از دولت ایشان رخ داده است. اما واقعیتها و اطلاعات منعکس شده در جامعه از وضعیت دیگری حکایت می کند. تاکنون بسیار اعلام شده است که به جز قتلهای پاییز سال 77، حدود 80 قتل دیگر طی دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی روی داده است. به عبارت دیگر، به طور متوسط هر 40 روز، یک قتل مشکوک روی داده است که اسامی برخی از این افراد کم و بیش به گوش ایشان نیز رسیده است. در مورد این نکته، ایشان سربسته و مبهم سخن گفت. در مورد پیگیری این قتلها ـ که آقای هاشمی نیز به وقوع آن اشاره کرد ـ در دوره ریاست جمهوری ایشان چه اقدام مشخصی صورت گرفته است؟ نتیجه آن اقدامات چه بود؟ چرا با عاملان آن قتلها هیچ برخوردی نشد و آنان همچنان با خیال راحت و بدون نگرانی از مجازات به اقدامات خود ادامه دادند؟» (روزنامه صبح امروز، 2 دی 78)

 عمر سیاسی هاشمی تمام شده:  محمد قوچانی از نویسندگان مشهور نشریات زنجیرهای اصلاح طلب:«تئوریسینهای چپ ـ که معمولاً به لایههای جوانتر و نوگرای آن تعلق دارند ـ طی یک ساله اخیر، بسیار تلاش کردهاند که به لایههای ارتودکس خود بقبولانند که عمر سیاسی هاشمی رفسنجانی به پایان رسیده است. آنها میگفتند هاشمی این استاد برجسته چانهزنی در سطوح فوقانی قدرت، دیگر نمیتواند از هنر دیپلماسی پنهان خود استفاده کند. چون نه تنها محافظه کاران در عمق قدرت نفوذ کرده و رایزنیهای او را برنمیتابند، بلکه در گذر جامعه ایران از ساختهای خویشاوندی در قدرت (الیگارشی) و جایگزین سنتهای مردم سالارانه (دموکراتیک) تاریخ مصرف شیوههای ریش سفیدانه به پایان رسیده است»

  هتاکان دیروز و ثناگویان امروز

چنان که در ابتدای مطلب عنوان کردیم، برای بررسی و تحلیل رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان در تعامل با هاشمی رفسنجانی نیازمند بررسی عملکرد تخریبی آنان در مجلس ششم و چگونگی آماده سازی افکار عمومی برای حضور هاشمی در انتخابات نهم ریاست جمهوری توسط همین گروه و پناه گرفتن آنها در کنار هاشمی در فتنه 88 هستیم. به همین دلیل در ادامه نوشتار قبل از بررسی چرائی و چگونگی این گردش 180 درجه ای مروری اجمالی خواهیم داشت به برخی از گفته های شخصیت های اصلاح طلب قبل از مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری نهم.

فاطمه حقیقت جو، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در خصوص تغییر استراتژی احزاب دوم خردادی در خصوص هاشمی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری می گوید: «هیچ یک از گروه های اصلاحطلب علیه هاشمی کار نخواهند کرد.»

شمس الواعظین یکی از روزنامه نگاران برجسته نشریات زنجیره ای اطلاح طلبان، در مصاحبه ای که بیشتر به توبه نامه وی شبیه است، این گونه اظهار می دارد: «اصلاح طلبان برای جبران برخوردی که در انتخابات مجلس ششم داشتند، به تئوری هاشمی روی آورده اند.»

وی در مقابل سوال خبرنگار مبنی بر این که «دوم خردادِ وامدار هاشمی در انتخابات دوم خرداد 76، چرا او را تخریب کرد؟» در جواب می گوید: «این از خطاهای استراتژیک اصلاح طلبان بود.» ناگفته نماند که شمسالواعظین از سال ها قبل به این خطای استراتژیک اصلاحطلبان پی برده بود. چنانچه در مصاحبه خود در سال 80 در این باره می گوید: «معتقدم که آن استراتژی [تبدیل مخالف به موافق] را باید در آغاز در فضای سیاسی کشور سازمان می دادیم و نیروهای مخالف اصلاحات را جذب اصلاحات می کردیم، به ویژه آن دسته از نیروهایی که از جایگاه بلند و مهمی برخوردار بودند. از جمله آن شخصیت ها و آن جایگاه، آقای رفسنجانی بود. جنبش اصلاحات ایران در انتخاب مجلس ششم، به نظر من خطا کرده است که برای کاهش قدرت آقای هاشمی رفسنجانی و حذف او از پروسه اصلاحات، تلاش وافری کرد.»

شمس الواعظین در مصاحبه خود با رادیو آمریکا به عنوان حقیقتی که می خواهد برای اولین بار آن را به زبان آورد، اظهار می دارد: «یکی از خطاهای استراتژیک و بزرگ اصلاح طلبان، مقاوت و یا تلاش برای حذف آقای هاشمی رفسنجانی از روند اصلاحات بود. معتقد بودم که اصلاح طلبان از آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان کاندیدای نمایندگی تهران حمایت کنند، به همین خاطر من متهم به سازشکاری شدم. من معتقد بودم به لحاظ ضرورت، پاره ای از شخصیت ها در پروسه اصلاحات نقش آفرینی کنند تا حداقل به مثابه مانع بر سر راه اصلاحات ظهور نکنند. برای اولین بار حقیقتی را بازگو می کنم: من قائل نبوده و نیستم که روزنامه نگار حرفه ای در نقش تعیین تکلیف برای مردم جهت انتخاب نمایندگان و معرفی نامزدها ظاهر شود. به دلیل فقدان احزاب سیاسی منسجم و مقتضیات سیاسی سال 78 با دوستان روزنامه نگار اصلاح طلب برای تهیه لیست انتخاباتی کنار آمدم، ولی هرگز به لحاظ درونی، باور و اعتقادی به آن نداشتم.»

صادق زیبا کلام از چهره های تئوری پرداز دوم خرداد ضمن برشمردن اشتباهات جنبش دانشجویی در این باره می نویسد: «دومین خطای استراتژیک جنبش، برخورد نامناسب با آیت الله هاشمی در آستانه انتخابات مجلس ششم بود که در جهت همسویی با جبهه دوم خرداد انجام شد.»

عطاءالله مهاجرانی، وزیر سابق ارشاد که در پرتو حمایتهایش کتاب عالیجناب سرخپوش اکبر گنجی بارها تجدید چاپ گردید، با تغییر جهت 180 درجهای اظهار می دارد: «برخوردی که با آقای هاشمی رفسنجانی از سوی برخی مطبوعات انجام شد، یک اشتباه استراتژیک بود که از سوی همان کسانی که مطالبات را شعله ور کرده اند، صورت گرفت. برخورد با هاشمی رفسنجانی یک اشتباه محدود، مقطعی و تاکتیکی نبود، بلکه به کل جریان اصلاحات در یک مقطعی آسیب زد.»

محمد سلامتی، دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب نیز با فراموش کردن اهانت های سخنگوی خویش و ارگان سازمان متبوعش یعنی نشریه عصر ما؛ از راه نصیحت وارد شده و همگان را این گونه نصیحت می کند: «مخدوش کردن چهره هایی نظیر هاشمی به صلاح کشور نیست»

جالب تر از همه این جملات، سخنان محسن آرمین است. فردی که در دوران انتخاب مجلس ششم هاشمی را موج سوار لقب می داد، با یک گردش 180 درجه ای اظهار می دارد: «سازمان در مورد آقای هاشمی موضع ثابتی داشته و از چند ماه قبل اعلام کردیم و گفتیم که از حضور ایشان در عرصه انتخابات ریاست جمهوری استقبال می کنیم و حضور ایشان را موجب تنوع و تکثر کاندیداها و در نتیجه رقابت و مشارکت بیشتر می دانیم. به دلیل این که به طور دائم این موضع را اعلام کردیم، حتی این شُبهه ایجاد شد که احتمالاً کاندیدای سازمان مجاهدین انقلاب، آقای هاشمی رفسنجانی خواهد بود.»

جملات بسیاری همچون نمونه های فوق را در کلام و نوشتار شخصیت ها و نشریات مختلف به اصطلاح اصلاح طلب می توان یافت. اما از این میان، به نقل یک خبر اکتفا می کنیم. روزنامه جمهوری اسلامی در 17 اردیبهشت 84 در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، در یکی از تیترهای صفحه نخست خود از ملاقات مهم هاشمی با یک ستاد انتخاباتی چنین یاد می کند: «دیدار فعالان انتخاباتی ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در دوره هشتم با آقای هاشمی رفسنجانی». در ادامه خبر آمده است: «آقای هاشمی رفسنجانی عصر پنج شنبه در دیدار فعالان انتخاباتی ستاد آقای خاتمی در دوره هشتم گفت: دلسوزی و ترجیح منافع ملی و مصالح نظام بر منافع جناحی و گروهی ارزشمندتر است... اداره کشور در این مقطع حساس، نیازمند هماهنگی و انسجام ملی است. با کمال تأسف در حل مشکلات سعی بر هماهنگی نیست، بلکه اهتمام در مچ گیری است.»

 و البته این همه تنها حکایت از یک موضوع می کند: آنچه برای هاشمی و بیش از او برای جریان اصلاحات مهم جلوه می کند، رسیدن به قدرت است !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 اسفند 1391
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:58 ب.ظ
My coder is trying to convince me to move to .net
from PHP. I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on numerous websites
for about a year and am nervous about switching to another platform.
I have heard very good things about blogengine.net. Is there a way I can import all my
wordpress posts into it? Any kind of help would be really appreciated!
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:46 ق.ظ
This web site definitely has all of the information I needed
about this subject and didn't know who to ask.
جمعه 13 مرداد 1396 06:41 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts on دلایل. Regards
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:27 ب.ظ
Hey there! Someone in my Facebook group shared this
website with us so I came to take a look. I'm definitely loving the information. I'm book-marking and will be tweeting this to my followers!
Superb blog and superb design and style.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی